ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

70

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

را نوشت و حفظ كرد . اهالى مصر عادت داشتند كه خراج را بتعويق اندازند عمر از يكى مؤديان ماليات خواست او تعلل كرد عمر سوگند ياد كرد كه خراج را فقط در شهر بغداد از او قبول خواهد كرد . مودى را ببغداد فرستاد كه در آنجا ماليات را بپردازد . مؤديان ديگر ( عبرت گرفته ) بتاديه دين خود شتاب نمودند او قسمت اول و دوم را گرفت چون هنگام پرداخت قسمت سيم رسيد آنها تعلل كردند و از تنگدستى و آفت حاصل شكايت نمودند . عمر هداياى ضبط شده آنها را حاضر كرد و هر كه هر چه داده بود بجاى ماليات معوقه محسوب داشت و آنها را بتاديه بقيه وادار كرد آنها هم هر چه مانده بود با سرعت و رغبت دادند . او تمام خراج مصر را تا آخر دريافت كرد و قبل از او كسى چنين كارى نكرده بود . او پس از آن هيچ كارى نكرد و راه بغداد را گرفت و رفت . بيان فتنه دمشق در آن سال فتنه و كين ميان قبايل مضر و يمانىها بر پا شد . رئيس مضر ابو الهيذام عامر بن عمارة بن خريم ناعم بن عمرو بن حارث بن خارجه بن سنان بن ابى حارثة بن مرة بن نشبه بن غيظ بن مرة بن عوف بن سعد بن ذبيان بن بغيض بن ريث بن غطفان مرى بود كه يكى از پهلوانان مشهور عرب بود سبب فتنه اين بود كه يكى از حكام رشيد در سيستان برادر ابو الهيذام را كشت . ابو الهيذام در شام قيام كرد و گروهى عظيم گرد آورد و در مرثيه برادر خود گفت : سابكيك بالبيض الرقاق و بالقنا * فان بها ما يدرك الطالب الوترا و لسنا كمن ينعى اخاه بعبرة * يعصرها من ماء مقلته عصرا و انا اناس ما تفيض دموعنا * على هالك منا و إن قصيم الظهرا و لكننى اشفى الفؤاد بغارة * الهب فى قطرى كتائبها جمرا ( اين شعر نغز به آن نسب دراز بيهوده مىارزد كه الحق از بهترين اشعار است ) .